رقص زیبای ایرانی

رقصهای ملی

رقصهای ملی

آنهایی هستند که در معابد یا در بار پادشاهان اجراٍ میشده: بطور مثال 1100 قبل از میلاد در معابد زرتشتیان؛ بهرام پنجم معروف به" بهرام گور" از پادشاه هند" شنگل" درخواست نمود تعدادی رقصنده و نوازنده بدربار او بفرستد به روایتی و به روایت دیگر به خاطر خشگ سالی در هند. این رقصندگان و نوازنده گان که از شمال هند بودند به نام کابلی یا کاولی که بعد ها به کولی معروف شدند تا دورافتاده ترین نقاط دنیا اروپا کوچ کردند که برخی از رقصهای فلامینکوی اسپانیایی دقیقأ همان نامی را دارند که رقصهای کولی های اهواز دارند مثل رامونی و چوبی. بعد از حمله اعراب به دلیل ممنوع بودن موسیقی, رقص, شعر و نقاشی تا 700 سال تقریبأ فرهنگ ایرانی بدست فراموشی سپرده شد تا اینکه در زمان هارون الرشید به دلیل رخنه کردن مشاوران ایرانی به دربار رفته رفته فرهنگ ایرانی جمع آوری گردیدو در زمان صفویه به اوج خود رسید. ولی به دلیل بودن ملیتهای مختلف در ایران رقصهای ملی ترکیبی شد از آذربایجانی, تاتاری ویونانی" اشاره به نقاشی های چهل ستون اصفهان". در زمان قاجار نوازندگان و رقصنده گان را "عمله طرب" میخواندند که در مراسم آشپزان, میهمانی ها و عروسیها شرکت میکردند. دسته دیگر را" مطرب" میخواندند که مشهور ترین آنها در دوره ناصرالد ین شاه" دسته موًمن کور" بود که خود و همسرش ضرب ودف مینواختند ودو دخترش یکی ارگ دستی ودیگری در رقص مهارت داشت. دیگر" سلطان خانم" که رقاصه مادر ناصرالد ین شاه جهان خانم بود. رقص وموسیقی را نمیتوان از هم جدا نمود. در گذشته رقصهای بسیار زیبایی در ایران وجود داشته که حالا مثل اغلب هنرهای ملی از مد افتاده. خان ملک ساسانی که مردی دانشمند بود و علاقه زیادی به فولکلور ایران داشت میگوید: در شیراز مرد عجیبی بوده که صبح ها درس حکمت میگفت و به نواختن سنتور, کمانچه وتار هم کاملأ وارد بود. وی حکیم ابولقاسم بود که در خلوت برای خود و دوستانش موسیقی مینواخت و انواع رقصها را خوب میدانست و آنها را به دختران با استعداد تعلیم میداد. در دوره صفوی دستوری برای رقص نوشتند که از بقایای همان رقص است. از انواع رقصهای ملی یا مجلسی میتوان به رقص با زنگ اشاره کرد که رقصنده دو زنگ کوچک به انگشت شست و وسطی خود می بست ودر سر ضربها زنگها را با باز وبسته کردن انگشتان به صدا در میآورد. دیگر رقص با گیلاس که رقصنده گان ظرفی بلورین را به  دندان میگرفتن و در حین رقص به پشت خم می شدند و آن را با وضعی مطلوب نزدیک دهان میهمانان میبردند بدون اینکه  از گیلاس قطرهای به زمین ریخته شود. دیگر رقص با شعمدان و لاله که در حین رقص با حرکاتی مناسب چرخ یا معلق میزدند بدون اینکه شمع خاموش شود و یا لاله واژگون شود. این رقص اکنون در کشور مصر رایج میباشد. نوع دیگری رقص وجود داشته و آن بدین ترتیب بوده که کف اطاق را آرد میپاشیدند و رقصنده با نوک انگشت شست پا در حین رقص نقش روی زمین می انداخته یا نام شخصی را مینوشته. گویند ابن سینا در این کار استاد بوده.

 رقص های روحوضی: این رقص ها به این خاطر رو حوضی نام گرفته؛ قبل از آپارتمان نشینی در ایران یعنی آن زمانی که خانه ها حیاط داشتند و داخل حیاط حوضی قرار داشت برای جشن ها روی حوض را با تخته میپوشاندند و از   آن صحنه درست میکردند که نوازندگان و رقصنده گان بر روی آن برنامه اجراٍ میکردند. مشهور ترین رقص های                        سنتی روحوضی که به جزئی جدایی ناپذیراز این نوع نمایش تبدیل شده عبارتند از: رقص گیلاس، رقص مات، رقص زنگوله، رقص شیش کباب، رقص شاطری و رقص نجاری.                                                  

 دانه خور ( دونه خور) در زمان ناصرالد ین شاه تا محمد علی شاه زنان بد کاره ای در گروه رقصنده ها بودند که به آنها لقب دانه خور داده بودند. بعد از تشکیل گروه های هنری حتی یک نفر از آن هابه کار دعوت نشدند و بمرور ایام هر یک به سویی رفتند و به فراموشی سپرده شدند.                                                                             

رقص زنگوله: رقص پر طرفدار زنگوله همان رقص قاسم آبادی است با لباس محلی و برخورداری از موسیقی سنتی، ریتمیک و شادی آور. رقصنده به انگشتان شست و سبابهً هر دو دستش سنج کوچک مسی به قطر چهار تا پنج سانتیمتر می بست و همراه با ریتم موسیقی و کوفتن سنج ها به یکدیگر کیفیت وجذابیت این رقص را افزایش میداد. رقص شاطری: این نوع رقص تجسم فضای کاری در نانوایی سنگکی از آغاز تا پایان یک دوره پخت نان است. رقصنده مراحل زیر را در کمال هنرمندی تجسم می بخشید: بستن یک قطعه پیش بند( لنُگ) به روی شکم، ریختن آرد و آب داخل ظرف بزرگ( تشتک)، خمیر کردن آرد با دست، برداشتن تکه های بزرگ خمیر برای پرت کردن از تشتک به تغار( کار خمیر گیر یا خلیفه)،  خیس کردن کف هردو دست با آب داخل تغار کوچک( دست آب) و نم زدن روی پارو، برداشتن چانهً خمیراز تغار، پهن کردن خمیر روی پارو( تخته پارو)، کنجد وناخن زدن روی خمیر، داخل کردن پارو از طوق تنور و پهن کردن آن روی ریگها( کار شاطر)، صابون زدن روی سنگ کوب برای صاف کردن سطح ریگها،  حرکت دادن سیخ بزرگ و کوچک برای کشیدن نان از انتها به نزدیک طوق تنور، بازی با سیخ دو شاخهً  کوچک( سیخچه) برای جابجا کردن و بیرون کشیدن نان پخته شده، حرکت دادن کج بیل( شکاف سنگ) برای زیر و رو وجابجا کردن ریگها، ارائه نان به مشتری ها، شوخی، مزاح و پول گرفتن از مشتری های گوناگون( کار نون درآر). این حرکات زیبا همراه با نغمه ساز نوازندگان چنان استادانه انجام می شد که بیننده احساس می کرد واقعأ در دکان نانوایی است و شاهد حرکات کارگران آن جاست.

 رقص گیلاس: این نوع رقص یکی از تکنیکی ترین و زیبا ترین رقص های رو حوضی و شگرد سیاه پوش ها بود. مجری این رقص(سیاه) یک استکان(گیلاس) پر از آب را روی پیشانی(کمی با لاتر از ابروان)، دو استکان پر از آب را نیز پشت هر دو دست، روی چهار انگشت، می گذاشت و همراه با موسیقی، با تمرکز کافی و بدون کوچک ترین لرزش و حرکت صعودی یا نزولی بدن، حداقل پنج دقیقه به رقص گیلاس می پرداخت. فنی ترین رقصندهً این نوع رقص استاد ذبیح الله ماهری(ذ بیح سیاه) بوده است.

 رقص شیش کباب: رقص شیش کباب یا جاهلی همان تجسم حرکات داش مشدی ها یا جاهل مسلک هاست و از آن جا که رفتار و حرکات این قبیل اشخاص کم تر مورد پسند جامعه بود، این رقص در برنامه های تخت حوضی به ندرت اجراٍ میشد وخیلی زود به دیار فراموشی پیوست.                                                                                     

رقص مات: رقص استثنایی مات به صورت گروهی با " رنگ معو" اجراٍ می شد. به این ترتیب که گروه رقصنده گان همراه با موسیقی به رقص می پرداختند و هر بیست یا سی ثانیه یک بار، در حین رقص، موسیقی ناگهان قطع میشد و هر رقصنده  ای در هر جای صحنه و در هر حالتی که بود (با یک شکلک ویژه خود) به همان حالت می ماند و به اصطلاح مات می شد و حدود ده ثانیه، تا شروع مجدد موسیقی، کوچکترین حرکتی نمیکرد.

 رقص نجاری: در این نوع رقص دو نفر بازیگر مرد رو در روی هم می ایستادند و با آهنگی شاد و کمی سنگین، با حرکات ظریف و ملایم دست و پا کار دو نجار را تجسم می بخشیدند؛ از به دست گرفتن گاز انبر و چوب ساب و کار با تیشه دو دم گرفته تا رنده کشی، سوراخ کردن چوب با متهً دستی و "فاق و زبانه" کردن. در آخرین بخش نیز قطعه چوب ضخیمی را که روی خرک چوبی با نیم متر ارتفاع گذاشته می شد، با ارهً دو سر بزرگی می بریدند. یکی از بازیکران زانوی راست خود را روی زمین می گذاشت و بازیگر دوم می ایستاد و هر کدام دو طرف ارًه را از دسته چوبی آن با دو دست می گرفتند و همراه با ریتم موسیقی به ارّه کشی می پرداختند.

 در اواخر سلسله پهلوی رقص به عنوان یک هنر در ایران شناخته شد و در احیای آن کوششهایی نیز صورت گرفت. سازمان ملی فولکلور ایران در سال (1967م) زیر نظر وزارت فرهنگ و هنر تحت ریاست فرح پهلوی تاسیس شد. هدف سازمان حفظ حراست گنجینه های ایران در زمینه های موسیقی ، رقص و آداب وسنن ملی ایران بود. بیشترین کوشش ها در این جهت بود که کیفیت سنتی وملی رقص ها کاملأ حفظ شود و نیز تماشاگر بتواند در بطن واقعی ترین نمونه های رقص و آداب

ایرانی قرار گیرد. مرکز برنامه های این گروه تالار رودکی تهران بود، در خارج از کشور سفر های این گروه همیشه با موفقیت های چشمگیری همراه بود ، بطور مثال در آبان سال( 1972م) در تاتر(سدلرزولز) لندن که مورد استقبال فراوان تماشاگران واقع شد. این گروه در سالهای1972 و 1973در فستیوال های بین المللی ازمیر و آنکارا شرکت کرد ودر پاکستان نیز معرف رقص های  محلی ایران بود

   شعر، رقص وموسیقی هر سه عامل: فرزند مادری واحد که همان طبیعت است هستند.

                  آنان که رقص نمیدانند چگونه میتوانند این جهان را تحمل کنند. نیچه   

                       شعر ورقص به منزله دو شاخه از ریشه ای واحدند. ارسطو

)                                John Dryden رقص مثل شعری است برای پا ها (


 
 



کسب درآمد اینترنتی